
همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم...
ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!!
میدونی چرا ؟چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم ...
دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟
ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... تو هم یکی هستی ... وسعت عشق من به تو هم یکیه ...
پس اینو بدون از الان و تا همیشه : یکی دوست دارم


من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
همه اندیشه ام اندیشه فرداست
وجودم از تمنای تو سرشار است
زمان در بستر شب خواب و بیدار است
شراب شعر چشمان تو
هوا آرام، شب خاموش، راه آسمان ها باز
خیالم چون کبوترهای وحشی می کند پرواز
رود آنجا که می بافند کولی های جادو، گیسوی شب را
همان جاها، که شب ها در رواق کهکشان ها عود می سوزند
همان جاها، که اختر ها به بام قصر ها مشعل می افروزند
همان جاها، که رهبانان معبدهای ظلمت نیل می سایند
همان جاها که پشت پرده شب، دختر خورشید فردا را می آرایند
همین فردای افسون ریز رویایی
همین فردا که راه خواب من بسته است
همین فردا که روی پرده پندار من پیداست
همین فردا که ما را روز دیدار است
همین فردا که ما را روز آغوش و نوازش هاست
همین فردا، همین فردا
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
زمان در بستر شب خواب و بیدار است
سیاهی تار می بندد
چراغ ماه، لرزان از نسیم سرد پاییز است
دل بی تاب و بی آرام من از شوق لبریز است
به هر سو چشم من رو می کند فرداست
سحر از ماورای ظلمت شب می زند لبخند
قناری ها سرود صبح می خوانند
من آنجا چشم در راه توام، ناگاه
تو را از دور می بینم که می آیی
تو را از دور می بینم که میخندی
تو را از دورمی بینم که می خندی و می آیی
نگاهم باز حیران تو خواهد ماند
سراپا چشم خواهم شد
تو را در بازوان خویش خواهم دید
سرشک اشتیاقم شبنم گلبرگ رخسار تو خواهد شد
تنم را از شراب شعر چشمان تو خواهم سوخت
برایت شعر خواهم خواند
برایم شعر خواهی خواند
تبسم های شیرین تورا با بوسه خواهم چید
وگر بختم کند یاری
در آغوش تو
ای افسوس!
سیاهی تار می بندد
چراغ ماه لرزان از نسیم سرد پاییز است
هوا آرام شب خاموش راه آسمان ها باز
زمان در بستر شب خواب و بیدار است

رفاقت کن!بمون پیشم
همین دو روزِ دنیا رو
تلافی میکنم واست
میسازم قصر رویاتو
می گیرم روی دوشم
کوله بار خستگی هاتو
تحمل می کنم بازم
غم دلبستگی هاتو
می سازیم عاشقونه
کلبه ی قشنگ فردا رو
می یاریم توی خونه
وسعت بزرگ دریا رو
بمونی تو...
فراموش میکنم دیوونگی هاتو
به جونم می خرم
دردُ غمِ ویرونگی هاتو
بمون پیشم!عزیز دل بمون
تا پاک کنم غبار غم هاتو

به اندازه ی کلاغ ها که کاج را دوست دارند…
به اندازه ی دختر کوچولویی که عروسکش را دوست دارد…..
به اندازه ی پسر کوچولویی که آرزوی پلیس شدن را دوست دارد…..
به اندازه ی آفتابگردانی که آفتاب را دوست دارد…..
به اندازه ی بچه ها که عمو پورنگ را دوست دارند…..
به اندازه ی بزرگتر ها که تام و جری را دوست دارند…..
به اندازه ی مادر بزرگ که تسبیحش را دوست دارد……
به اندازه ی دانش آموزی که روز آخر امتحانات را دوست دارد……
به اندازه ی شاعری که لحظه ی سرودن را دوست دارد…..
به اندازه ی مادری که عروسی تنها پسرش را دوست دارد…..
به اندازه ی کودکی که دست تکان دادن برای هواپیما را دوست دارد…..
و….
همیشه دوستت دارم….
همیشه منتظرت هستم ….


غم شکسته منو باور نداری؟
دست از این لجبازی بر نمیداری؟
نمی خوای پا بذاری تو خونمون؟
نمی خوای بازم بگی دوستم داری؟
نمی خوای دستاتو تو دستام بگیری؟
میذاری یه عاشق از غم بمیره؟
من امیدم به همین ترانه هاس
که تورو دوباره پیشم بیارن
اگه لازمه بگو ابر چشام
بیشتر از همیشه پیشت ببارن
باورم نمیشه بی وفائیات
باورم نمیشه چشمای تورو
باورم نمیشه میگی نمیای
باورم نمیشه میگی که برو
التماس نمی کنم اما ببین
دل تنهام داره پرپر می زنه
نمیای و میدونی که اینجوری
دل تنهای یه عاشق می شکنه
![]()

مهربونم اومدم برای آشتي
خیلی ممنون گل من تنهام نذاشتی!
توی گلدون دلم عشقو گذاشتی
قد هفت تا آسمون دوستم می داشتی
تو خودت آیه ای از قصربهشتی
رو پر پروانه ها واسم نوشتی
با تموم خستگیت بازم تو موندی
قصه عشقو تو گوش من می خوندی
حالا من دوستت دارم واسه همیشه
زندگی بدون تو دیگه نمی شه
دیگه یک لحظه بدون تو حرومه
تو نباشی به خدا کارم تمومه
دیگه قهر نمی کنم همیشه آشتي
گل امیدو تو قلب من تو کاشتی ...


قطره بارون دلم
خلوت زندون دلم
لیلای بی دریای من
گریه مجنون دلم
ابر کبود من تویی
بود و نبود من تویی
مهر سجود من تویی
وای به روزگار من
هوا تویی نفس تویی
لحظه ی پیش و پس تویی
عاشق در قفس منم ای دل بی قرار من
گریه منم ابر تویی
درد من صبر تویی
بارش بی وقفه منم ای دل بی قرار من
هد هد من هدای من همدم با وفای من
خبر ببر به عشق من به عشق من خدای من
عاشق دیدار منم محو پدیدار تویی
خسته و بیمار منم عشق تویی یار تویی

تا حالا بهت نگفتم ولی حالا می خوام بگم بی تو میمیرم ..
می خوام بگم تو دنیای منی ..
می خوام بگم با تو بودن چه لذتی داره ..
می خوام بگم دوست دارم فقط به خاطر خودت !!
می خوام بگم شدی مجنون عشقم …
می خوام بگم هر وقت اراده کنی برات میمیرم !
می خوام بگم که می خوام دلمو فرش زیر پات کنم ..
می خوام بگم اگه یه روز نبینمت چقدر دلم برات تنگ میشه !!
می خوام بگم نبودنت برام پایان زندگیه !!
می خوام بگم به بلندی قله اورست و پهناوری اقیانوس اطلس دوست دارم …
می خوام بگم یه گوشه چشاتو به همه دنیا نمیدم …
می خوام بگم هیچ وقت طاقت هجرتو ندارم …
می خوام بگم مثل خرابه های بم خرابتم …
می خوام بگم بیشتر از عشق لیلی به مجنون عاشقتم ..
می خوام بگم هر جور که باشی دوست دارم !!
می خوام بگم غم تو رو به شادی دیگران نمیدم !!
می خوام بگم اگه حتی من رو هم دوست نداشته باشی من دوست دارم ..
می خوام بگم مثل نفسی برام اگه نباشی منم نیستم …
می خوام بگم هر شب با خیالت می خوابم !!
می خوام بگم جایگاه همیشگی تو قلب منه !!
می خوام بگم حاضرم قشنگترین لحظه هام رو با سخت ترین دقایقت عوض کنم ..
می خوام بگم لحظه ای که تو رو میبینم بهترین لحظه زندگیمه !!
می خوام بگم در حد پرستش دوست دارم ….!

ز باغ خاطرم هرگز نخواهی رفت
و من هرگز نخواهم برد
از یاد ، نگاه مهربانت را ...
به گل هایی كه می رویند و می خشكند
به دل هایی كه می آیند و می میرند ...
محبت از نهاد سینه ام بیرون نخواهد شد
و مرغ دل ، همیشه نغمه پرداز تو خواهد بود
و گل های اقاقی گلستان خیالم
خیالت را به سر دارند
و پیچك های یادم ،
به دیوار محبت های دیرین تو می پیچند
اگر رفتی ...
هنوز آوای تو ، در گوش جانم سخت می پیچد
و قلب من همیشه خوشه چین
خاطرات شاد و دیرین تو می باشد.

کاش آن زمان که گفتی عاشقم باور نمیکردم
گفتی تنهاتر از من چون توئی باور نمیکردم
کاش لحظه هایم را با وجودت باور نمیکردم
کاش گریه ام را فدای عشق نا فرجامت نمیکردم
کاش خنده ام را فدای قلب بی احساست نمیکردم
کاش عشق و غرورم را بی صدا تقدیمت نمیکردم
کاش سیب سرخ سهراب را آسان تقدیمت نمیکردم

بوی خیانت بوی هوس
داره به مشامم میرسه
از نگاه هرزه چشمای تو
داره جون به لبم میرسه
بوی فریب بوی دروغ
داره دیونم میکنه
منو از خونه خودم
داره بیرونم میکنه
بوی گند خاطرات مردمون
بوی آتیشی که زدی به زندگیمون
بوی تلخ اشکایی که رو گونه هام نشسته
بوی دردی که ار خیانتت رو شونه هام نشسته
بوی عشقی که داره میسوزه از هوس
بوی احساسی که زندونی شده تو قفس
من اینارو از خاطرم پاک میکنم
من اینارو توی قلبم خاک میکنم
زندگیمو دوباره از سر میگیرم
دور عاشقی رو خط قرمز میگیرم


یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلی نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلی شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلی را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلی ست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلی تو ... من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلی یت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلی ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلی در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلی برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلی که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلی کشته در راهت کنم

اجازه می دی با چسمات ستاله بازی کنم
یا مث ۷ سالگی خاله خاله بازی کنم
کسی بهت نگفته سبیه پفکامی
پر از نمک ، نانجی ، گشن ترین گاگامی
عروسکام که خوابن میای مامان جونم شی
می یای عزیز جونم شی یا مث خان جونم شی
میگی چسات چه لنگه برم مداد بیالم
خوشگل تلین لنگامو تو چسات بمالم
دلم بلات تنگ سده قد چسای ماهی
کسی بهت نگفته تو ماه ماه ماهی
.gif)
بعضی شبها
که خیالم رو به دریای خـیالـت می کشونم
ازتو آسمون قلبم تو میشی ورد زبونم
آره جونم مهربونم
باخیالت جون میگـیـرم تو دلم آروم می گیرم
هی تـو رو بـیـاد مـیـارم هی بـهـونـتـومی گیرم آره جونم مهربونم
مثـل قـایـقی شـکسـته تـوی گـردابی می مونم
با تمام جون وقلبم تو رو با نگام می خونم
آره جونم مهربونم
عشق توبرام یه رویاست بود تو برام چه زیباست
اسم تو توی وجودم معـنی تمام دنیاست
آره جونم مهربونم
